کاش هرگز تو را نمی دیدم، آن وقت نه بغضی در گلویم بود، نه دل شدگی و نه مشتی شعر...
نازنینم... تنها من دیر رسیدم!!! شک ندارم اینبار دیگه خودشه... .... اما طبق رسوم گذشته باز تنهایی... نازنینم این نیز بگذرد... در پهنای زمین راه رفت، بدونه نگاه کردن به زمین! رو به آسمان... با تمام وسعت دید... دیوانگیهای زمین را ندید! دنیا رو سرم آوار شد... فریاد زدم ... میدونم که دوباره بر می گردی! ... اما منی منتظر تو نیست...! وقتی در اوج غم ودلتنگی هستی بر بلندترین مکان برو باد دلتنگی هات رو با خود می بره! ...هو هوی باد و می شنوی؟!
| Design By : Night Melody |


